زلف بر باد!
بالاخره با اصرار فاطمه زهرا خانم بار دیگر ایشون به پارک مشرف شدند اما اینبار گفتم باید حتما یه عکس بگیرم تا یادگاری بمونه البته یه عکس شد ۵ تا عکس و ۳ دقیقه فیلم ولی خوب یکی اش رو بیشتر اینجا آپ نمیکنم *پی نوشت ۱) اول که موهای فاطمه زهرا رو دیدم و خواستم تیتر مطلب رو بزنم یاد این شعر افتادم که: پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم زلف بر باد مده تا مدهی بر بادم گفتم به به چشمت روشن چه نشسته ای که دخترت زلفش رو به باد داده!!! :) ۲) از اون سرسره آبی رنگ پیچ پیچی استفاده نمی کرد و می ترسید تا اینکه طی عملیاتی ضربتی! مجبور شدم خودم برم و اول یه دور سر بخورم تا ایشون هم بیاد و همش خدا خدا میکردم توی پیچ سرسره نشکنه که خدا رو شکر نشکست و بع...
نویسنده :
بابای فاطمه زهرا
14:50


